قهرمان ميرزا عين السلطنه

4952

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مردم را مهروموم كنند و دور نيست الموت هم بيايند كسب تكليف نمودم . حقيقتا در هر كارى انسان در اين دوره حيران است . اينها بيايند سلوك آنها با من ، رفتار من با آنها چه خواهد بود . عيال و اطفال من هم اينجا زياد شده نمىتوانم فرار بكنم . من شنيدم شيخ تقى پسر شيخ حسين مرحوم پس از آن تعديات و حكايت قتل ديگر هيچ نداشت تنكابون رفته از آنجا به ميان جنگليها . زكرياى كوچنانى هم سفرى آنجا رفته است تازه آمده . مير آخور كه كوچنان رفته گفتم از او تحقيقات نمايد . كم‌كم مملكت و دولت جنگليها عريض و طويل مىشود . از ميانه چه درآيد خدا عالم است . گمان مىكنم مايل جمهوريت باشند . در طهران كه بودم از آنجا و تبريز زمزمهء اين مسئله بود . نامهء عماد السلطنه دربارهء جنگليها پنجشنبه پنجم ربيع الاولى - ميرزا حسين از شهر آمد . از طهران آقاى عماد السلطنه و حاج افخم الدوله هردو در باب مشاجرهء تنكابون ، فرار سردار اقتدار و همراه بودن ميرزا كوچك خان [ را ] نوشته بود [ ند ] . آقاى عماد السلطنه نوشته بود « پول خيلى زيادى از سپهسالار خواسته [ اند ] و چون نداد دور نيست از آن طرف او و از طرف كجور سردار اقتدار و سالار فاتح حمله آورده تنكابون را ضبط كنند . شما هم در اين كشمكشها آسوده نخواهيد بود . آنچه هم فكر مىكنم راه چاره به دست نمىآيد . كابينه هم متصل بحران دارد . نداشته باشد هم مهمل و بىمصرف است . حالت نان شهر ، دكاكين نانوائى هم رقت‌انگيز است . ( پايان‌نامهء عماد السلطنه ) نامهء افخم الدوله دربارهء جنگليها افخم الدوله نوشته بود : « از طهران و دولت پاك مأيوس باشيد . اگر ممكن شود فرار كنيد يا اطاعت . اما نمىدانيم قصد آنها چيست . هرچه هم تفحص مىكنم راه چاره و اقدام را بجويم ممكن نمىشود . شما زود خبر به ما برسانيد . از دولت كارى ساخته نيست . مگر سپهسالار با قوهء شخصى دفع كند ، يا آنچه مىخواهند بدهد . پول اگر داريد شهر روانه كنيد . باطنا تهيهء فرار ببينيد . دو هزار تومان پول شعاع الدين ميرزا را آدمش برداشته فرار كرده . عميد الدوله باز گرفتار مصيبت تازه شد . دختر بيست ساله‌اش به مرض رعاف فوت كرد . » ( پايان‌نامهء افخم الدوله )